معرفت شناسی شخصی
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 5.00 (رای 2)

کار اجتماعی

کار اجتماعی کار حرفه ای است که باعث تغییر اجتماعی و توانمندسازی مردم برای بهبود رفاه آنها می شود. این حرفه همچنین شامل حل مسائل مربوط به روابط انسانی است. کار اجتماعی هنگامی که انسان با محیط اطراف خود ارتباط برقرار می کند، بازی می کند. اهداف اصلی کار اجتماعی این است که افراد را قادر به تحقق بخشیدن به تمام پتانسیل خود، تکمیل زندگی خود و جلوگیری از اختلالات می کنند. این حرفه به اصول، ارزش ها و عمل پیوند دارد. از لحاظ ارزش ها، کار اجتماعی در رابطه با شرافت، یکپارچگی و عدالت یافت می شود. تمایل به کمک به افراد محروم جامعه برای دستیابی به نیازهای انسانی آنها و تحقق بخشیدن به تمام توان خود، کار اجتماعی را توجیه و انگیزه می دهد.

از لحاظ نظری، کار اجتماعی، پیچیدگی هایی را که انسان در مواجهه با محیطشان با آن روبرو هستند، تصدیق می کند. بدین ترتیب، کارهای اجتماعی به نظریه های توسعه اجتماعی، فرهنگی و انسانی بستگی دارد تا سناریوهای چند گانه را بررسی کنند. از لحاظ عمل، کار اجتماعی مشغول نابرابری، موانع و بی عدالتی در جوامع است. این حرفه به شرایط بحرانی و بحران هایی که انسان ها در تعامل با محیطشان تجربه می کنند پاسخ می دهد. این حرفه همچنین نیازمند استفاده از طیف وسیعی از تکنیک ها و مهارت ها برای رسیدگی به این شرایط است.

کار یک کارمند اجتماعی

کارگران اجتماعی حرفه ای هستند که در حین مشکلات یا آسیب رساندن به حمایت از جمعیت آسیب پذیر در معرض خطر هستند. این متخصصان بسیاری از توابع را انجام می دهند. اولا یک کارمند اجتماعی به شرایط پیچیده پاسخ می دهد. یک کارمند اجتماعی با مهارت های رهبری مجهز به یافتن راه حلی برای شرایط پیچیده یا گیج کننده خانواده ها یا افراد نامناسب است. یک کارمند اجتماعی باید مهارت های تحلیلی داشته باشد تا راه حل هایی را برای موقعیت های پیچیده خانوادگی که نیاز به مداخلات فوری دارند، پیدا کند. این متخصص همچنین متعهد به ارزیابی و مدیریت ریسک ها است. همانطور که قبلا ذکر شد، کار اجتماعی شامل پشتیبانی و جلوگیری از آسیب های احتمالی می شود. یک کارمند اجتماعی، بنابراین، ریسک هایی را ارزیابی می کند که ممکن است باعث آسیب جدی برای مردم شود. این خطرات ممکن است در داخل (از خود مردم) و یا خارج از (از محیط خود) ایجاد شوند. این حرفه انتظار دارد که یک کارمند اجتماعی در چنین شرایطی مداخله کند و این افراد را در دوره های مناسب اقدام کند. یک کارمند اجتماعی همچنین به محرومیت اجتماعی و سختی ها یا چالش ها می پردازد. کارگران اجتماعی به افراد کمک می کنند تا شرایط و چالش هایی که با آنها مواجه می شوند، غلبه کنند. به عنوان مثال، آنها می توانند به جمعیت هایی که در شرایط فقیرنشین و فقیر زندگی می کنند، کمک کنند. آنها همچنین می توانند به افراد مضطرب مانند معلولان با به حداکثر رساندن نقاط قوت و توان آنها کمک کنند.

فرضیه های اولیه درباره افراد

جوامع دارای دسته های مختلفی از افراد هستند. مردم می توانند بد، خوب یا بین بد و خوب باشند. بدبختی یا خوشبختی مردم بستگی به ادراک و محیط آنها دارد. محیطی تأثیر قابل توجهی بر اینکه فرد بد یا خوب می شود. به عنوان مثال، فردی که در محیطی قرار دارد که از ثروت مادی شکوفا می شود، ممکن است بدتر شود زیرا قدرت هایی را که با این ثروت ها را دنبال می کنند، دنبال می کنند. چنین فردی وسوسه خواهد شد که تقلب یا سرقت برای تبدیل شدن به غنی باشد. این شخص ممکن است همچنان به تقلب، کشتن یا سرقت در حالی که در بالا برای حفظ وضعیت خود ادامه دهد. به طور مشابه، محیطی که از اخلاق شادی می کند، یک شخص خوب را پرورش می دهد. یک نظم اخلاقی مردم را تشویق می کند که ثروت و ثروت را با ابزار صالح، مشروع و صادقانه دنبال کنند. چنین محیطی نیز ممکن است فردی را که معتقد است که ثروت های غیرقانونی و غیر اخلاقی غیرقابل توجیه و بی معنی است را افزایش می دهد.

چگونه مردم می آیند خوب، بد، و یا جایی در میان

مردم به دلایل بسیاری خوب یا بد می شوند. اولا ممکن است فرد به دلیل تجربیات خوب یا بد گذشته، خوب یا بد شود. فردی که در گذشته از تجربیات خوبی برخوردار است، احتمالا خوب می شود، در حالی که فردی با تجربه های بد گذشته احتمالا بد می شود. به عنوان مثال، فردی که تمامی سرمایه گذاری های مالی خود را از طریق طرح های تقلب یا فریب سرمایه ها از دست می دهد، ممکن است به انتقاد از مصیبت هایشان بد شود. برعکس، فردی که گذشته بدی نداشته باشد، انگیزه ای برای انجام کارهای بد ندارد. در نتیجه، آنها باقی خواهند ماند. دلیلی دیگر که مردم بد می شوند عدم تعادل در جامعه است. یک فرد ممکن است به دلیل بی عدالتی یا نابرابری که در جامعه تجربه می کنند بد باشد. فردی که در یک جامعه اجتماعی اجتماعی پایین تر ظاهر می شود ممکن است تصمیم بگیرد که در تلاش برای کاهش بی عدالتی ها یا عدم تعادل، دزد شود. چنین شخصی ممکن است جهان یا زندگی را به عنوان غیرمنصفانه در نظر بگیرد. فرد نیز می تواند بدی را برای لذت بردن تبدیل کند. برای مثال، یک قاتل سریال یا آدم ربایی ممکن است لذت بردن از قربانی شدن رنج می برد.

توسعه و ریشه های مشکلات

مشکلات ناشی از عوامل اجتماعی-اقتصادی است. عوامل اجتماعی-اقتصادی به مسائلی اشاره دارند که بر موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد یا خانواده تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، یک مشکل مانند یک جرم ممکن است از سطح نابرابر فقر در جامعه ایجاد شود. فقر ممکن است مردم را به جرم تبدیل کند. مشکل نیز ممکن است ناشی از اختلاف در دسترسی به مراقبت های بهداشتی و سطوح تحصیلات باشد. تنوع در دسترسی به خدمات بهداشتی ممکن است منجر به مشکلات بهداشتی و رنج شود. سطوح پایین تحصیلات نیز ممکن است مشکلاتی را تحریک کند زیرا افراد را از دنبال کردن فرصت های حیاتی اقتصادی جلوگیری می کند. پس زمینه قومی و نژادی من مشکلات من را تشکیل می دهد، زیرا من تعیین کننده شانس من برای دسترسی به کیفیت مراقبت های بهداشتی، عدالت و آموزش است.

چرا مردم به دنبال یا کمک نیستند

مردم به دلایل مختلف به دنبال کمک نیستند. به عنوان مثال، مردم به دنبال کمک و یا به دنبال کمک به بسته ظرفیت درک خود را برای مقابله با مشکلات خود. اگر فردی مشکلی برای کار با آن ها نداشته باشد، در صورتی که مشکل را حل کنند، کسی کمک نمی کند، و بالعکس. طبیعت یا وضعیت یک فرد همچنین می تواند تعیین کند که آیا او به دنبال کمک است یا نه. به عنوان مثال، فرد مبتلا به روانپریشی یا زوال عقل ممکن است متوجه شود که آنها مشکل دارند یا باید به دنبال کمک باشند. فرد تحت تاثیر مواد مخدر یا الکل ممکن است متوجه شود که به کمک نیاز دارند.

علت تغییر در افراد

مردم به سه دلیل اصلی تغییر می کنند. اولا مردم به علت دانشی که به دست می آورند تغییر می کنند. یک فرد با ثروت دانش ممکن است تغییر کند، زیرا جایگزین های مختلفی برای انجام دادن کارها دارد. دوم، فرد ممکن است به دلیل خستگی از وضعیت موجود خود تغییر کند. یک فرد ممکن است به مدت طولانی از انجام دادن کارها به نحو مشابهی خسته شود. آنها ممکن است این کار را به روش دیگری انجام دهند. سوم، فرد ممکن است تغییر کند، زیرا مدت ها در وضعیت فعلی رنج می برد. آنها ممکن است موقعیت خود را برای کاهش این رنج تغییر دهند.

رسیدگی به اختلافات و اختلافات

افراد به روش های مختلف اختلاف نظر و اختلاف نظر دارند. اولا، مردم از طریق درگیری ها درگیری ها را کنترل می کنند. در این استراتژی، یک حزب خود را به عنوان درست می داند و دیگری به اشتباه می پردازد. احزاب خود را در موقعیتی قرار می گیرند که از بین می روند. استراتژی دیگر اجتناب است. در این استراتژی، احزاب می توانند از طریق اختلاف از طریق سکوت یا انجام اقدامات اجتناب کنند. افراد این استراتژی را برای جلوگیری از شکست روابط انتخاب می کنند. استراتژی دیگر این است که تحریم شود. بعضی از افراد با برخورداری از یک استدلال قویتر یا واقع گرایانه به اختلافات رسیدگی می کنند. یک حزب برای حفظ صلح به طرف دیگر می رود. بعضی از افراد از طریق سازش با اختلافات و اختلافات روبرو هستند. سازش به این معنی است که دو طرف متضاد موافقت خود را برای مذاکره و رسیدن به زمین میانه ای. دیدگاه های اجتماعی و سیاسی من، من را تشویق می کند تا در برخورد با اختلافات و اختلافات، از مصالحه استفاده کند. من ترجیح می دهم با دشمن من مذاکره کنم تا به یک زمینۀ مشترک یا یک وضعیت برنده برسید. این استراتژی همچنین روابط را حفظ می کند.

سبک ارتباطی اولیه

سبک ارتباطی اولیه من ارتباط مستقیم است. من ترجیح می دهم به طور مستقیم دیدگاه ها و یا نظرات من در مورد مسائل در هنگام برقراری ارتباط با دیگران. من همچنین از اظهارات روشن برای متقاعد کردن دیگران به تصویب نظرات من استفاده می کنم. به عنوان یک ارتباط مستقیم، من بر متقاعد کردن و متقاعد کردن مخاطبانم تمرکز می کنم تا موضع من را در مورد مسائل اتخاذ کنم. من دیدگاه های اجتماعی و سیاسی من سبک ارتباط من را با ایجاد انگیزه من برای ایجاد دستورات و اعمال بر روی آنها شکل می دهند. من سعی می کنم دستورات را به شیوه ای محترمانه و بی رحمانه و مردم بی رحمانه به کار بگیرم.

گروهی از افرادی که امیدوارم در تمرین بالینی من مبارزه کنند

پیش بینی می کنم در مبارزه با گروه های غیر مسیحی در عمل بالینی من پیش بینی کنم. محیط بالینی من برای افرادی است که از همه زمینه های مذهبی باز هستند. بنابراین، من انتظار دارم که با افرادی که دارای عقاید مختلف از من هستند تماس بگیرم. به عنوان یک مسیحی، من در انجام عملیات بالینی من با انتظارات مسلمانان، هندوها، یهودیان و دیگر گروه های مذهبی مواجه خواهم شد. به عنوان مثال، این گروه ها ممکن است خصومت آشکار، تعصب، تبعیض و سوء استفاده را نسبت به من در تنظیمات محلی خود نشان دهند. به عنوان مثال، عدم پذیرش در کار با این گروه از مردم ممکن است از اقدامات بالینی که ظاهرا با باورهای مذهبی آنها مخالف است، بوجود آورد. به عنوان مثال، این جمعیت ممکن است به بحث آزاد درباره سلامت جنسی و استفاده از پیشگیری از بارداری کمک نکنند.

تغییرات را نسبت به کار با چنین گروه هایی شناسایی کرد

برای اطمینان از یک رابطه سازنده با این گروه از مردم، من از شبکه ای از رهبران مذهبی محلی برای از بین بردن مناطق خاکستری در هر مداخلات بالینی در عمل استفاده خواهم کرد. دوم، من اطمینان خواهم داد که قبل از حضور در این جمعیت، دانش درباره آداب و رسوم مختلف مذهبی را جمع آوری کنم. جمع آوری دانش درباره باورهای این جمعیت، من را قادر به استفاده از مداخلات یا مشارکت در مذاکرات می کند که بحث برانگیز نیست. سوم، من این مشتریان را برای برنامه هایی آماده می کنم که ممکن است مناقشات را ایجاد کنند. به عنوان مثال، من هندوها و مسلمانان را برای برنامه هایی که ممکن است شامل عناصر مسیحیت هستند و برعکس.

پیوست ها:
پروندهشرححجم فایل
این فایل را دانلود کنید (personal_epistemology.pdf)معرفت شناسی شخصیمعرفت شناسی شخصی130 کیلوبایت

نمونه های بیشتر نمونه

پیشنهاد ویژه!
استفاده کنید کوپن: UREKA15 برای دریافت 15.0٪ تخفیف بگیرید

همه سفارشات جدید در:

نوشتن، بازنویسی و ویرایش

سفارش